تبلیغات
آوای آسمانی - شخصیت و ویژگی‌های تلاوت قرآن مصطفی اسماعیل به روایت «محمدتقی مروت»/1

شخصیت و ویژگی‌های تلاوت قرآن مصطفی اسماعیل به روایت «محمدتقی مروت»/1

 

نوشته شده توسط: موسوی

خوشبختانه من و همراهم را در همان مكانی كه از استاد مصطفی اسماعیل پذیرائی می‌كردند اسكان دادند، به طور معمول روزها در سالن وسیعی كه اغلب خلوت بود در خدمت این استاد و مرحوم استاد «فؤاد العروسی» می‌نشستیم و از فیض مصاحبت با آنان بهره‌مند می‌شدیم.

به گزارش پایگاه قرآنی آوای آسمانی «محمدتقی مروت» پیشكسوت و قاری بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایكنا) با بیان این مطلب گفت: در گذشته به ‌علت شهرت جهان‌گیر استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد» نخستین تلاوتی كه از قاریان مصری به ایران راه یافت، تلاوت‌های این استاد بود و بنده و اغلب قاریان ایرانی در تلاوت‌های خود از ایشان تقلید می‌كردیم.

وی افزود: همین موضوع سبب شد كه سؤال‌های متعددی در رابطه با تغییر تلاوت قرآن در ایران و تلاوت‌های استاد عبدالباسط در ذهنم به وجود آمد كه بحمدالله با كوشش من این سؤال‌ها پاسخ داده شد و نهضت جدیدی در نحوه تلاوت صحیح قرآن در ایران به وجود آمد.

اولین ملاقات با استاد «مصطفی اسماعیل»

مروت تصریح كرد: در رابطه با اولین ملاقاتم با مرحوم استاد «مصطفی اسماعیل» باید بگویم من در سال 1346 هجری شمسی كه ایران برای نخستین بار برای شركت در مسابقات بین‌المللی مالزی دعوت شده بود به این كشور اعزام شدم، در آن‌جا بود كه برای اولین بار صوت ملكوتی این بزرگوار هنگامی كه امامت نماز جمعه در مسجد «مردیكا» در كوالالامپور را برعهده داشت شنیدم، قبل از آن‌كه چهره وی را نیز دیده باشم.

این پیشكسوت قرآنی كشورمان تأكید كرد: صدا و نحوه تلاوت عرفانی این استاد ذهن و جان و وجودم را تسخیر كرد به نحوی كه تصمیم گرفتم از آن لحظه به بعد در صورت فراهم بودن شرایط برای تقلید از این استاد از وی تقلید كنم.

مروت ادامه داد: خوشبختانه من و همراهم «ابراهیم عارفی» را در همان مكانی كه از استاد مصطفی اسماعیل پذیرائی می‌كردند اسكان دادند، به طور معمول روزها در سالن وسیعی كه اغلب خلوت بود در خدمت این استاد و مرحوم استاد «فؤاد العروسی» می‌نشستیم و از فیض مصاحبت با آنان بهره‌مند می‌شدیم.

این قاری بین‌المللی عنوان كرد: در آن نشست‌ها سخنان بسیاری درباره مسائل قرآنی و تلاوت آن پیش می‌آمد كه من از آن‌ها بسیار استفاده می‌كردم، از جمله مسائل جالبی كه در آن شرفیابی‌ها در خدمت استاد مصطفی اسماعیل پیش می‌آمد، موضوعات متعلق به دانش قرآن و قرائات مختلفه بود.

مروت افزود: استاد مصطفی اسماعیل می‌گفت كه روایت حفص دارای 63 طریق است ولی گویا بیش از 53 طریق به دست ما نرسیده و نیز در آن جلسات تلاوت‌های زیبا و كوتاه و «مَوّال»های بسیار شیرین و دلچسب برای ما اجرا می‌كرد كه از شنیدن آن‌ها واقعاً لذت می‌بردم.

این كارشناس فن تلاوت قرآن كریم در ادامه در توضیح «موال» می‌گوید: به‌ تصور من بسیار به ندرت اتفاق افتاده كه كسی موال‌های استاد مصطفی اسماعیل را شنیده باشد، موال مصری را می‌توان در ردیف آوازهای ایرانی كه در آن چَهچَه‌های بسیار و كلماتی مانند «ای عزیز من... ای جان من» وجود دارد مقایسه كرد.

مروت ادامه داد: پس از بازگشتم به ایران درصدد آن برآمدم تا به هر نحوی كه باشد رد پای تلاوت‌های استاد مصطفی اسماعیل را به دست آورم و سرانجام به مصداق آیه شریفه «من جاهد فینا لنهدینهم سبلنا» دریافتم كه رادیو قاهره هفته‌ای یك بار تلاوت‌های استودیویی این استاد را پخش می‌كند و لذا به منظور شنیدن و استفاده از آن‌ها یك رادیوی ترانزیستوری تهیه كرده و شب‌های شنبه به پشت بام خانه‌مان كه سه طبقه بود می‌رفتم تا بتوانم موج‌های قوی‌تر و صدای بهتری را دریافت كنم و به یاد دارم در یكی از این شب‌ها شیخ تلاوت خود را ازآیه «إن الله فالق الحب و النوی» سوره مباركه «الانعام» آغاز كرد و من چنان به تلاوت آن شب ایشان دقت داشتم كه تمامی نیم ساعت تلاوت را از نظر الحان و مقامات به طور كامل حفظ كرده و غالباً آن را به تقلید از وی می‌خواندم و بدین ترتیب ارتباطم با مرحوم شیخ مصطفی به طور غیابی بود تا زمانی كه موفق شدم وی را در مصر ملاقات كنم.

ملاقات با «مصطفی اسماعیل» در مصر

محمد تقی مروت افزود: اولین اقدامم پس از ورود به مصر یافتن این استاد بود و در اولین شب اقامتم در مصر افتخار حضور در یكی از مجالسی كه استاد در آن به تلاوت قرآن می‌پرداخت را داشتم و باور نمی‌كردم كه من هم‌اكنون روبروی وی نشسته و به آیات قرآن كریم كه با صوت ملكوتی این استاد تلاوت می‌شد، گوش می‌دهم.

این پیشكسوت قرآنی در ادامه تعریف نحوه ملاقات خود با شیخ مصطفی اسماعیل در مصر گفت: از همان شب این استاد اجازه داد كه من به طور نامحدود به خدمت وی برسم و من نیز از این رخصت حسن استفاده را كرده و اغلب به خدمت این استاد در مجالس تلاوتش و یا در منزلش می‌رسیدم و از وی بهره می‌بردم.

این قاری بین‌المللی كشورمان عنوان كرد: استاد مصطفی اسماعیل و همسرشان دو بار به ما افتخار داده و دعوت ما برای صرف ناهار در منزلمان را پذیرا شدند و از غذاهای ایرانی به ویژه «قرمه‌سبزی» و «لوبیا پلو» بسیار خوششان آمده بود.

وی ادامه داد: متقابلاً استاد مصطفی اسماعیل من و خانواده را چند بار در قاهره و یك بار نیز به روستای با صفای «میت غزال» در نزدیكی شهر مذهبی «طنطا» دعوت كردند و آن روز اتفاق با مزه‌ای رخ داد كه شنیدنی است.

مروت در تعریف این اتفاق می‌گوید: قضیه از این قرار بود كه لحظاتی پس از ورود ما، استاد مصطفی اسماعیل از یكی از كارگزارانش خواست كه روستا را به ما نشان دهد و آن شخص وسیله نقلیه‌ای كه شبیه به درشكه بود آورد تا به وسیله آن از قسمت‌های مختلف آن روستای زیبا دیدن كنیم، از جمله جاهائی كه از آن دیدن كردیم باغ میوه‌ای بود متعلق به شیخ دارای میوه‌های متنوع و گرمسیری و در میان میوه‌ها میوه‌ای بود شبیه به گلابی كه به آن گوافة (جوافة) می‌گویند، این میوه دارای طعم بسیار دلپذیری است و ما قبلاً نیز بارها در قاهره از آن میوه خورده بودیم ولی تا آن روز طعم واقعی آن را نچشیده بودیم.

وی ادامه داد: این یك حقیقت است كه چیدن میوه تازه از درخت و تناول آن در زیر همان درخت به مراتب از خریدن آن از بازار و سپس خوردن آن بسیار گوارا و دلچسب‌تر است و لذا در آن روز اختیار خود را از دست دادم و در تناول آن میوه زیاده‌روی كردم تا جایی كه دیگر جائی برای غذا باقی نمانده بود.


این یار و هم‌نشین استاد مصطفی اسماعیل خاطره شیرین خود را این‌گونه ادامه می‌دهد: مصیبت من زمانی آغاز شد كه استاد مصطفی اسماعیل ما را برای صرف غذا به سفره دعوت كرد و وقتی من آن غذاهای متنوع و اشتهابرانگیز موجود در سفره را دیدم از كرده خود یعنی گوافه‌خوری زیاد به شدت پشیمان شدم.

مروت افزود: مصطفی اسماعیل كه متوجه دست نبردن من به آن همه غذاهای لذیذ شده بود پرسید: «مابتأكلش لیه یا شیخ محمد؟» ما تبقاش بخیل! یعنی شیخ محمد چرا غذا نمی‌خوری؟ بخیل نباش، من در جواب دست بر روی شكمم گذاشته و گفتم: البركة فی الجوافة الحلوة بتاعتكم یا مولانا! یعنی آقای ما، از بركت گوافه‌های خوشمزه شما دیگر جائی برای غذا باقی نمانده است، مصطفی اسماعیل خنده‌ای كرد و سپس یك تكه از گوشت پرنده‌ای كه گویا غاز بود به من داد و گفت: كُل الحته دی اللی قلبك حیحبها، یعنی این تكه گوشت را بخور كه حتماً خوشت خواهد آمد و من هم با خوردن آن تكه غاز متبرك شده اشتهایم دوباره تحریك شد و به غذا خوردن مشغول شدم.

این كارشناس قرآنی كشورمان گفت: خداوند متعال این انسان والا، سخاوتمند، وارسته، مردم‌دوست، خدوم و مورد احترام همگان، بی‌پیرایه و مهربان را به‌ حق كلام مجیدش ببخشد و بیامرزد، مصطفی اسماعیل كعبه قرآنی قاریان و عاشقان وحی الهی در سراسر جهان بود و اغلب هرگاه در محضر وی حضور داشتم، شاهد بودم مسلمانانی را كه از نقاط مختلف جهان برای دیدن مصر و زیارت عتبات مقدسات آن و اهرام به مصر می‌آمدند و به ملاقات مصطفی اسماعیل نیز نائل می‌شدند و از او بسیار كسب فیض می‌كردند و او نیز با خوش‌روئی تمام و سخاوتمندانه از آنان پذیرائی می‌كرد.

مروت تأكید كرد: با وجود شخصیت‌هائی مانند مرحوم «محمود خلیل‌الحصری» شیخ القراء و رئیس كمیته تصحیح مصاحف و رئیس رابطه قراء جهان و قاریانی چون مرحوم «عبدالباسط محمد عبدالصمد» كه تا امروز آوازه و شهرتش عالم‌گیر است، شیخ مصطفی اسماعیل قطب و محور قاریان قرآن و مشكل‌گشای آنان بود و همگی به وی اعتماد داشته و برای نظرش احترام ویژه‌ای قائل بودند و داوری‌های او را با دل و جان پذیرا بودند و بوسه‌زدن بر دستانش را افتخاری بزرگ برای خود می‌دانستند.

وی عنوان كرد: روزی در منزل استاد مصطفی اسماعیل بودم كه استاد «عبدالباسط محمد عبدالصمد» كه در آن زمان من را خوب می‌شناخت وارد شد و پس از سلام و علیك به سوی مصطفی آمد و استاد نیز به‌پا خواست و به پیشواز او رفت و شیخ عبدالباسط دست وی را با نوعی تواضع و احترام بوسید و مصطفی اسماعیل نیز صورت او را با مهربانی مانند فرزند خود بوسید، این صحنه برای من بسیار شگفت‌انگیز بود كه چقدر صفا و صمیمیت و احترام متقابل در میان این بزرگواران وجود دارد.

این قاری بین‌المللی كشورمان بیان كرد: از جمله مسائل قابل تذكر، برقراری ارتباط ویژه‌ای میان مرحوم مصطفی اسمعیل و موسیقی‌دانان، آهنگسازان و خوانندگان مصری به ویژه «محمد عبدالوهاب» موسیقیدان و خواننده معروف مصری كه خود نخست با حفظ و تلاوت قرآن آغاز كرده و سپس به آهنگسازی و خوانندگی روی آورد بود و این دو شخصیت اغلب بر اساس دوستی و رفاقت و نیز همكاری با یكدیگر در خلق آثار ماندگار با یكدیگر همكاری می‌كردند، همان‌گونه كه پیش از آن عبدالوهاب در ساختن بسیاری از آهنگ‌های خود به طور حضوری در محافل تلاوت مرحوم «محمد رفعت» شركت می‌كرد و از تلاوت او برای خلق آثار خود الهام می‌گرفت.

مروت تصریح كرد: از جمله خصوصیات مرحوم مصطفی اسماعیل این بود كه قاریان مصری عموماً بر امتیاز و برتری وی معترف بودند و كسی را از او بهتر نمی‌دانستند، بیاد دارم در ایران پس از این‌كه نام مرحوم مصطفی اسماعیل بر سر زبان‌ها افتاده بود، بر اساس سلیقه‌های مختلف قاریان ایرانی، همیشه فقط در مورد برتری او نسبت به دیگر قراء بزرگ مصری بحث و جدل می‌شد.

وی ادامه داد: گروهی كه پیش از مصطفی اسماعیل به طور عمده به تلاوت مرحوم عبدالباسط عادت و از او تقلید می‌كردند، حاضر به پذیرش برتری مصطفی اسماعیل نبودند و شاید به علت صعب التقلید بودنِ اسلوب پیچیده تلاوت مصطفی اسماعیل بود كه خود را نسبت به وی بی‌تفاوت نشان می‌دادند.

مروت افزود: در سال 1352 هجری شمسی كه «محمد طوخی» به همراه مرحوم «حسین أبوزید» به ایران آمد، همه مایل بودند تا نظر استاد طوخی را درباره این كه قاری اول مصر چه كسی است بدانند و لذا با پافشاری فراوان استاد طوخی را احاطه كردند تا پاسخ این سؤال را از یك قاری معتبر مصری بشنوند.

این كارشناس قرآنی ادامه داد: استاد طوخی هم برای این‌كه وجهه دیگر قاریان را حفظ كند در آغاز بسیار مقاومت كرد و پاسخی نداد ولی سرانجام پس از چند روز مقاومتش را از دست داد و ناگهان فریاد زد: استاد مصطفی اسماعیل... و سپس با لحن محترمانه‌ای كه در آن احترام عمیقی احساس می‌شد، در ادامه گفت شیخ مصطفی اسماعیل یك «مطرب » است.

وی افزود: گروه مخالفان مصطفی اسماعیل كه هنوز هم در ایران وجود دارند، همین كلمه مطرب را بهانه كرده و تلاش كردند شأن این قاری بزرگوار را تقلیل دهند، از این افراد هنوز در محیط قرآنی ایران یافت می‌شوند كه در خلال این مصاحبه به دلائل آن نیز اشاره خواهد شد.

این پیشكسوت قرآنی كشورمان تصریح كرد: در این‌جا باید نكته‌ای را ذكز كنم و آن این است كه مفهوم كلمه «مطرب» در عرف كشور‌های عربی به‌ ویژه مصر با مفهوم آن در ایران به طور كامل متفاوت است، در نظر مصری ها مطرب كسی است كه در هنر خوانندگی دارای تمكنی بسیار چشمگیر باشد و از رموز و عمق دانش موسیقی آگاه بوده و آنان را عملًا به كار بندد.

ادامه دارد...

گزارش از: سید جاسم موسوی