تبلیغات
آوای آسمانی - همراه با «ابوالعینین شعیشع» شیخ القراء مصر/ بخش پایانی

همراه با «ابوالعینین شعیشع» شیخ القراء مصر/ بخش پایانی

 

نوشته شده توسط: موسوی

لحظه خداحافظی فرا رسیده است، استاد شعیشع را در آغوش می‌گیرم و برای وی آرزوی موفقیت و سلامتی می‌كنم و با گفتن شب بخیر از اتاقش خارج می‌شوم در حالی كه عقربه‌های ساعت 1 بامداد را نشانه گرفته‌اند، آن‌چه در زیر می‌خوانید آخرین بخش از گزارش همراهی خبرنگار ایكنا با شیخ‌القراء مصر است.

در بخش دوم گزارش خبرنگار خبرگزاری قرآنی ایران(ایكنا) در همراهی با استاد «ابوالعینین شعیشع» خواندیم كه شعیشع در مراسم بزرگداشت خود در سالن‌ همایش‌های بین‌المللی برج میلاد گفت: در میان كشورها مرسوم است كه مردگان را تكریم می‌كنند اما در ایران قبل از آن‌كه عزیزی را از دست بدهند وی را مورد تجلیل و تقدیر قرار می‌دهند و این اولین باری است كه در حالی كه در قید حیات هستیم در جمهوری اسلامی ایران از ما تجلیل می‌شود.

وی در ادامه افزود: این بسیار كار خوبی است كه تا وقتی فردی زنده است از وی تجلیل شود و من از همه كشورهای اسلامی می‌خواهم كه این كار ایران را سمبل خود قرار دهند.

شیخ‌القراء مصر در مراسم تجلیل خود چنین ادامه می‌دهد: من امروز گریه كردم به خاطر این همه احساس و شعور و فهمی كه در جمهوری اسلامی ایران برای بزرگداشت و تكریم از بزرگان وجود دارد و از تمام كسانی كه این مراسم را اجرا كردند تشكر می‌كنم.

وی همچنین با اشاره به فعالیت‌های روزانه خود تصریح كرد: من در هر شبانه روز بعد از نماز صبح پنج جزء از قرآن كریم را تلاوت می‌كنم و بالطبع علاوه بر كارهای دینی به سایر امور شخصی و منزل نیز رسیدگی می‌كنم.

شعیشع گفت: در طول زندگی خودم و این 80 سال كه با قرآن بودم دعای دائمی كه شبانه‌‌روز در نمازهایم از خداوند می‌خواهم این است كه «اللهم لا تحرمنی من خدمت كتابك حتی القاك»، خدایا من را از خدمت به كتابت محروم نكن تا وقتی كه تو را ملاقات كنم.

در این مراسم مجری برنامه از شعیشع می‌خواهد تا به اشتیاق عاشقان صدایش كه در مجلس حاضر هستند پایان بخشد و آیاتی از قرآن را برای آن‌ها تلاوت كند، استاد شعیشع نیز در ابتدا عنوان می‌كند كه دكتر من را از تلاوت قرآن منع كرده است اما با اصرار فراوان مجری برنامه به یك‌باره و در حالی كه در سنی بیش از 80 سال قرار دارد با صدایی رسا شروع به تلاوت می‌كند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ...»
مشروح كامل بخش دوم این گزارش را اینجا بخوانید!

به طور واقعی برای هیچ‌كس باور كردنی نبود كه استاد شعیشع در آن سن با آن صدای رسا و قوی و با تحریرهای دوران جوانی بتواند تلاوت كند، حتی همراهان استاد شعیشع نیز بهت زده هستند، استاد «حلمی جمل» مرتب از جای خود بر می‌خیزد و استاد را تشویق می‌كند.

حركت‌های «احمد نعینع» و «فرج الله شاذلی» نیز دست‌كمی از حركت‌های حلمی جمل ندارد، آن‌ها به شیوه رایج در مصر برای تشویق قراء قرآن در هنگام تلاوت، مبادرت به این كار می‌كنند و به طور واقعی نیز تلاوت بسیار زیبای شعیشع، این پیرمرد 80 ساله عصر طلائی تلاوت مصر شایسته تقدیر بود.

«شعیشع» شهروند افتخاری تهران شد

پس از پایان تلاوت شعیشع و در هنگام تجلیل از این استاد، «محمدباقر قالیباف» شهردار تهران عنوان «شهروند افتخاری تهران» را به همراه لوح تقدیر و تندیس به این استاد تقدیم می‌كند و بر این اساس شعیشع یكی از شهروندان افتخاری تهران می‌شود، شعیشع بسیار مسرور و شادمان است، همه دور تا دور او را گرفته و خواهان این هستند كه لحظاتی را با این استاد صحبت كنند یا با او عكس یادگاری بگیرند، اما حال مزاجی استاد این اجازه را نمی‌دهد.

با پایان یافتن مراسم تجلیل و تقدیر از استاد شعیشع همراه با این استاد و استاد احمد نعینع به طرف هتل حركت می‌كنیم، هوا هنوز هم مانند صبح با طراوت و مطبوع است، نعینع به شعیشع می‌گوید فكر نمی‌كردم با چنین پرده صوتی بخواهی شروع كنی! به طور واقعی برایم مایه شگفتی بود.

شعیشع نیز در جواب نعینع عنوان می‌كند نفسم مرا یاری نمی‌كند، دو دقیقه پس از آغاز تلاوت حس كردم كه دیگر نمی‌توانم نفس بكشم، قرائت در این سن تا حدودی برایم مشكل است، نعینع هم می‌گوید ولی به نظر من شما هنوز هم توانایی این را دارید كه به همان صلابت سابق به تلاوت آیات الهی بپردازید.

شعیشع: ایرانی‌ها هنر‌دوست و اهل ذوق‌اند

شعیشع بسیار نكته‌سنج و ریز بین‌ است و هیچ چیزی از چشمش دور نمی‌ماند، وی به جلوه‌های هنری و زیبایی‌های شهر تهران بسیار علاقه‌مند است، در بین راه بارها شده بود كه با اشاره به نقش و نگارهای به كار رفته در پل‌ها و دیگر اماكن عمومی تهران به نعینع می‌گفت: ببین ایرانی‌ها چقدر هنر‌دوست و اهل ذوق هستند، آن‌ها نه فقط در تلاوت قرآن هنرمند هستند بلكه این هنر در جاجای فضاهای شهری آن‌ها نیز مشهود است.

بعد از خواندن نمازظهر قرار بر این است كه شعیشع و همراهانش برای صرف نهار به رستوران رز هتل استقلال بروند، شعیشع از من نیز دعوت می‌كند كه به همراه آن‌ها بروم، از استاد شعیشع می‌پرسم استاد نمی‌دانم یادتان هست یا نه، من در زمان خردسالی در سال 1377 در افتتاحیه پانزدهمین دوره مسابقات بین‌المللی در سالن اجلاس در حضور شما تلاوت قرآن كردم، سوره فتح و علق را خواندم و آن‌گاه كه آیه «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ...» را با مقام حجاز و «...وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ...» را با تركیب بیات و نهاوند خواندم شروع به تكان دادن دستتان كرده و از تلاوتم ابراز رضایت كردید.

شعیشع لبخند زنان می‌گوید: آری یادم هست، از گفتارت نیز می‌توان فهمید كه صدای قشنگی داری، آن زمان تو كودك بودی، آری یادم می‌آید، شعیشع اما به این حرف قانع نمی‌شود و می‌خواهد كه برایش قرآن بخوانم و من نیز گفتم به روی چشم استاد در اولین فرصت برای شما تلاوت خواهم كرد.

در حین گفت‌وگو با شعیشع، نعینع نیز به جمع ما می‌پیوندد، وی جمله به زبان فارسی یاد گرفته و با آن جمله با من شوخی می‌كند، به من می‌گوید «ببخشید» و من نیز طبق عادت از آن‌جایی كه فكر می‌كنم احتیاج به چیزی دارد می‌گویم «خواهش می‌كنم بفرمایید» و نعینع نیز خندان به شعیشع می‌گوید ببین، وقتی به یك ایرانی می‌گویی ببخشید می‌گوید خواهش می‌كنم! نعینع این كار را در آن روز چندین و چند بار تكرار می‌كند و شاذلی و حلمی جمل نیز می‌گوید كه عكس العمل ایرانیان در برابر كلمه ببخشید چیست!

شعیشع به سس سالاد بسیار علاقه‌مند است و بارها از من می‌خواهد كه در غذایش سس بریزم، وی البته به میگو و غذاهای گوشتی نیز علاقه‌مند است، در حین نهار خوردم از وی می‌پرسم استاد به نظر شما من كه خصوصیات صدایم كمتر از حالات بم برخوردار است و صدایی زیر است این قدرت را دارم كه از رفعت تقلید كنم؟

شعیشع در جواب سؤالم می‌گوید: ببین پسرم، یك قاری خود باید بداند كه صدایش چگونه است و به خصوصیات صدایی خود واقف باشد، البته به نظر من صدای تو با محمد رفعت مطابق است و تو می‌توانی از او تقلید كنی.

فرج‌الله شاذلی و نعینع در حال صحبت كردن از فامیلی استاد حلمی جمل (كه جمل است) هستند، (جمل در زبان عربی به معنای شتر است)، شاذلی می‌گوید: البته از این نوع فامیلی‌ها در مصر كم نداشتیم، به عنوان مثال استاد «حصان» (به تشدید صاد) نیز قبلاً «حصان» و بدون تشدید بود. (حصان بدون تشدید بر صاد در زبان عربی به معنای اسب است)

بعد از نهار قرار می‌گذاریم كه ساعت 30/14 برای عزیمت به محل مسابقات در لابی هتل باشیم، شعیشع از من می‌خواهد كه وی را تا اتقاش مشایعت كنم، آن‌گاه رو به نعینع و شاذلی و حلمی جمل می‌كند و می‌گوید من می‌روم تا كمی استراحت كنم، اما شاذلی و حلمی جمل به شوخی به او می‌گویند كه وقت برای استراحت نیست و باید پیش ما بمانی، شعیشع نیز به شوخی به آن‌ها می‌گوید من پیرمردی خسته‌ام و شماها جوانانی شاداب، پس چرا من را اذیت می‌كنید!

ساعت 30/14 را نشان می‌دهد، نعینع و شاذلی و حلمی جمل در لابی حضور دارند اما هنوز از شعیشع خبری نیست، اما دقایقی بعد شعیشع را می‌بینم كه در حال گفت‌و‌گو با یكی از مترجمان به طرف ما می‌آید، شعیشع به من می‌گوید هوا بیرون سرد است، من نیز می‌گویم آری و او نیز شال‌گردن خود را بر دهان و صورت خود می‌پیچد تا هنگام خروج از هتل در معرض سرماخوردگی قرار نگیرد.

بعد از اتمام مرحله فینال دومین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن دانشجویان مسلمان شعیشع به من می‌گوید كه خیلی خسته است و با توجه به این‌كه قرار است بامداد روز بعد تهران را به مقصد قاهره ترك كند ترجیح می‌دهد كه زودتر به محل اقامت خود برگردد و پس از استراحت كوتاهی خود را مهیای رفتن كند، من نیز این امر را به مسئولان برگزاری مسابقات اطلاع می‌دهم و همراه با شعیشع به سمت هتل به راه می‌افتیم.

سوره «عصر» مدیران همه بلاد را به انجام عمل صالح دعوت می‌كند

در هنگام خروج از محل مسابقات تعدادی از بچه‌های كانون‌های تخصصی قرآن كریم سازمان فعالیت‌های قرآنی دانشجویان كشور از من می‌خواهند تا نظر استاد شعیشع را درباره پیام‌های مدیریتی سوره «عصر» جویا شوم، من نیز این مطلب را به استاد می‌گویم و اعضای كانون‌های تخصصی قرآن كریم را نیز به او معرفی می‌كنم، استاد البته در ابتدا عنوان می‌كند كه خسته است اما از آن‌جا كه اصرار بچه‌ها را می‌بیند با عطوفت و نرمی خاصی می‌گوید: در باره سؤالی كه درباره پیام‌های مدیریتی سوره «عصر» پرسیدید باید بگویم این سوره همه مدیران را در همه بلاد و كشورها دعوت به انجام امور خیر و عمل صالح می‌كند و اشاره دارد، شیطان بر انسان‌های ضعیف حاكم است و تنها انسان‌هایی كه ایمان قوی دارند و در حال تواصی به انجام حق و عمل صالح هستند، سعادتمندند.

شعیشع سخنش را این‌گونه ادامه می‌دهد: ایمان و عمل صالح در موفقیت مدیران مهم است، درباره درك مفهوم تواصی نیز باید بگویم كه من همیشه در نمازهای روزانه خود با ذكر دعای «اللهم لاتحرمنی من خدمة كتابك حتی القاك»، از خدا می‌خواهم مرا تا آخرین نفس از خدمت به قرآن محروم نكند.

در بین راه محل مسابقات تا هتل تلاوت سوره «قصص» استاد شعیشع را كه در زمان جوانی اجرا كرده پخش می‌كنم و استاد نیز با تكان دادن سر به یاد دوران جوانی خود می‌افتد، از شعیشع می‌پرسم استاد این مقامی كه در انتهای تلاوت سوره شمس قبل از آن‌كه به مقام بیات وارد شوید خواندید چه بود، استاد نیز می‌گوید فكر كنم در یكی از گوشه‌های بیات اجرا كرده‌ام.

لحظه وداع

لحظات آخر بودن با استاد شعیشع را حس می‌كنم، امروز آخرین روزی بود كه در كنار استاد بودم و نمی‌دانم آیا باز هم در آینده‌ای نزدیك می‌توانم او را ببینم یا نه؟ و به طور واقعی چه افتخار بزرگی است بودن در كنار بزرگان قرائت جهان اسلام.

«ابوالعینین شعیشع» شیخ القراء مصر

شعیشع از من می‌خواهد كه همراه او در اتاق بمانم و در جمع كردن وسایل‌اش او را یاری كنم، او مرا با لفظ پسرم صدا می‌كند و من نیز تمام وسایل او را در چمدان بزرگی كه به همراه خود آورده قرار می‌دهم، شعیشع چند بار به من تأكید می‌كند كه مجله‌هایی كه برای بزرگ‌داشت‌اش در ایران چاپ شده را حتماً در چمدان بگذارم و فراموش نكنم، لحظه خداحافظی فرا رسیده است، استاد شعیشع را در آغوش می‌گیرم و برای وی آرزوی موفقیت و سلامتی می‌كنم و با گفتن شب بخیر از اتاقش خارج می‌شوم در حالی كه عقربه‌های ساعت 1 بامداد را نشانه گرفته‌اند.

گزارش از: سید جاسم موسوی