تبلیغات
آوای آسمانی - استاد عبدالباسط؛ ستاره‌ای بی‌بدیل در آسمان تلاوت

استاد عبدالباسط؛ ستاره‌ای بی‌بدیل در آسمان تلاوت

 

نوشته شده توسط: موسوی

نام عبدالباسط چنان با قرآن عجین شده كه هرگاه یادی از او می‌شود ناخودآگاه صوت زیبا و ترنم دلنشین آیه‌های نور به ذهن تداعی می‌كند.

شنیدن نغمه دلاویز و سرمست كننده او چنان می‌كرد كه صدها نفر از مسیحیان و پیروان سایر ادیان را به اسلام كشاند و خیلی‌ها را هم با قرآن آشتی داد.
عبدالباسط» نامی است كه برای هر مسلمان در سراسر جهان و بخصوص برای هر ایرانی، آشنا و پرآوازه است. 
صدای عبدالباسط حقیقتا زینت قرآن است كه بر طبق حدیث مشهور هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن صدای زیباست. صوت سحرانگیز عبدالباسط موهبتی آسمانی بوده كه خداوند به این بنده صالح خود ارزانی داشته، و همین امر او را از سایر قاریان متمایز كرده است. طراوت، زنده بودن، زیبایی، گرمی و برخورداری از حس و حال معنوی از ویژگی‌های صوت این استاد بزرگ است
.

نام عبدالباسط چنان با قرآن عجین شده كه هرگاه یادی از او می‌شود ناخودآگاه صوت زیبا و ترنم دلنشین آیه‌های نور به ذهن تداعی می‌كند
شنیدن نغمه دلاویز و سرمست كننده او چنان می‌كرد كه صدها نفر از مسیحیان و پیروان سایر ادیان را به اسلام كشاند و خیلی‌ها را هم با قرآن آشتی داد.
عبدالباسط» نامی است كه برای هر مسلمان در سراسر جهان و بخصوص برای هر ایرانی، آشنا و پرآوازه است. صدای عبدالباسط حقیقتا زینت قرآن است كه بر طبق حدیث مشهور هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن صدای زیباست. صوت سحرانگیز عبدالباسط موهبتی آسمانی بوده كه خداوند به این بنده صالح خود ارزانی داشته، و همین امر او را از سایر قاریان متمایز كرده است. طراوت، زنده بودن، زیبایی، گرمی و برخورداری از حس و حال معنوی از ویژگی‌های صوت این استاد بزرگ است.
شنیدن نغمه دلاویز و سرمست كننده او چنان می‌كرد كه صدها نفر از مسیحیان و پیروان سایر ادیان را به اسلام كشاند و خیلی‌ها را هم با قرآن آشتی داد

.تلاوت‌های ماندگار استاد هر یك چراغ پرفروغی است كه تلألؤ آن دل‌های زنگار گرفته و غفلت زده را طراوتی دوباره می‌بخشد و در میان آنها، تلاوت سوره حشر او الحق كه میراثی جاودانه گشته است.
اگرچه قاریان مشهور دیگر قرآن، كم و بیش از صدای دلنشین و جذابی برخوردارند و محبوبیتی فراوان در میان مسلمانان به دست آورده اند اما به جرأت و بی هیچ اغراقی می‌توان ادعا كرد كه عبدالباسط سرآمد همه قاریانی است كه تاكنون با صدای خوش به تلاوت پرداخته اند.

استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد در سال 1927 در روستاى المزاعزه یكى از توابع شهر اَرمنت در استان قنا در جنوب مصر متولد شد، او در مكانى پاك كه به امر قرآن كریم از حیث حفظ و تجوید اهتمام مىشد متولد شد، جدّ او استاد عبدالصمد از مردان با تقوا و از حافظان قرآن كه از نظر حفظ  5487قرآن كریم و تجوید و احكام آن مردى متمكّن بود، و پدر بزرگِ مادرى او عارف بالله استاد جلیل ابو داود صاحب مقام مشهور و معروف در شهر ارمنت، مى باشد، اما پدرش استاد عبدالصمد یكى از مدرّسین حفظ و تجوید قرآن كریم بود، دو برادر او محمود و عبدالحمید در آموزشگاه (مكتب) قرآن را حفظ مى كردند و برادر كوچك آنها عبدالباسط هم در سن 6 سالگى به ایشان ملحق گردید.
این كودك با استعداد به مكتب استاد امیر در ارمنت ملحق شد و استاد به بهترین وجه از او استقبال كرد چرا كه آثار مهارتهاى قرآنى را(كه با شنیدنِ تلاوت قرآن در شب و روز و صبح  5487و شام براى او حاصل شده بود) دراو دیده بود، استاد او خیلی از امتیازات و استعدادها را در شاگرد مستعدش مى دید كه او را از سایرین ممتاز مى ساخت مانند سرعت فراگیرى، هوش و ولع شدید در تبعیت از استاد، و دقت در خوب اداء كردن مخارج الفاظ و وقف و ابتداء و صوت زیبایى كه گوشها را با شنیدن و یا گوش دادن به آن مى نواخت…
استاد عبدالباسط در گفتگوهاى خود گفته است:" 10 ساله بودم  5487كه حفظ قرآن كریم را در خلال این مدت به پایان بردم و مانند نهرى روان از زبانم جارى مى شد، پدرم كارمندى در وزارت نقل و انتقال و پدر بزرگم از علماء بود … من از ایشان راهنمایى خواستم كه قرائتها را چگونه فرا گیرم و آنها مرا به شهر طنطا در شمال مصر راهنمائى كردند تا به دست استاد محمد سلیم علوم قرآن و قرائات را فرا گیرم اما مسافت میان ارمنت كه یكى از شهرهاى جنوب مصر است تا طنطا درشمال بسیار دور بود ولى موضوع، موضوع  5487آینده و برنامه ریزى براى آن بود، این بود كه براى سفر آماده شدم اما یك روز مانده به رفتنم به سوى طنطا از آمدن استاد محمد سلیم به ارمنت مطلع شدیم، او آمده بود تا كلاسى براى آموزش قرائات در مدرسه دینى ارمنت  5487بر پا كند اهالى ارمنت استقبال شایسته اى از او كردند و پیرامونش حلقه زدند چرا كه ایشان مى دانستند این مرد كیست و قدرت او در علم و قرآن را مى دانستند و گویى قضا و قدر او را در زمان مناسب به سوى ما روانه كرده بود اهل بلاد گروهى را با عنوان (اصفون المطاعنه) براى حفظ قرآن، تشكیل دادند بنابراین استاد، علو م قرآن و قرائات را آموزش مى داد و قرآن كریم را تحفیظ مى نمود، من به آنجا رفته و قرآن را نزد او دوباره مُرور كردم و متن شاطبیه كه متنى مخصوص به علم قرائات هفتگانه است را حفظ كردم."
پس از این كه استاد عبدالباسط به سن 12 سالگى رسید از هر شهر و روستا در استان قنا و مخصوصاً از جانب اصفون المطاعنه به كمك استاد سلیم ـ كه از عبدالباسط به هر جا كه مى رفت تعریف، مىكرد ـ دعوتهایى به سوى او روانه شد، چرا كه گواهى استاد سلیم نقطه اطمینان همه مردم بود.
در سال1950 به زیارت آل بیت رسول الله (ص) و عترت طاهرینش رفت، آنچه باعث این امر شد محفلى بود كه به مناسبت ولادت زینب كبرى(س) بر پا شده بود، بانیان این محفل جمعى از بزرگانى از مشاهیر قاریان مانند استاد عبدالفتاح الشعشاعى، استاد مصطفى اسماعیل، استاد عبدالعظیم زاهر و استاد ابوالعینین شُعیشَع و غیر ایشان ازنخستین قرّاء رادیو بودند… پس از گذشت نیمى از شب و در حالى كه مسجد زینبیه از گروه انبوه محبین آل البیت (ع) كه از هر نقطه آمده بودند موج مى زد، یكىاز نزدیكان عبدالباسط از مسئولین مجلس اجازه خواست تا این جوان با استعداد،10 دقیقه اى را به تلاوت بپردازد، او اجازه داد و قارى جوان از سوره احزاب در میان جمعیتى با این كثرت شروع كرد… سكوت همه جاى مسجد را فرا گرفت و همه دیده ها به این قارى كوچك جلب شد كه با جرأت در جایگاه قاریان بزرگ نشسته است… اما سكوت دقائقى بیش طول نكشید و تبدیل به فریادهایى شد كه مسجد را مىلرزاند،(الله اكبر)،(ربنا یفتح علیك)… كه این فریادها مستقیماً از دل برمى خواست، و به جای ۱۰ دقیقه قرائت به یک ساعت و نیم ادامه پیدا کرد،حضّار تصور مى كردند كه ستونها و دیوارهاى مسجد هم  5487با آنها هم صدا شده اند و گویى كه صداى سنگها را مى شنیدند كه تنزیه و تسبیح مى گفتند.
با پایان یافتن سال 1951 استاد ضباع از عبدالباسط خواست تا براى قرائت در رادیو اقدام كند ولى عبدالباسط با توجه به ارتباطش با مردم صَعید و نیز به جهت این كه رادیو یك برنامه خاص و منظمى را مى طلبد مایل بود كه این قضیه را به آینده واگذار كند امّا از آنجا كه خواست و برنامه هاى الهى ما فوق همه اراده ها و برنامه ها است استاد ضباع  5487نوارى را كه عبدالباسط در روز ولادت زینب كبرى(س) خوانده بود، كه بسیار اعجاب برانگیز هم بود، به هیئت داوران رادیو داد و همگان از اداء قوى و صوت عالى او تعجب كردند … و به هر حال در سال 1951 عبدالباسط به رادیو راه یافت تا یكى از ستارگان درخشنده  5487در آسمان تلاوت باشد، پس از به دست آوردن این شهرت در طول چند ماه، عبدالباسط ناچار بود كه سر پناهى در قاهره بر پا كند و همراه با خانواده اش كه ایشان را از صعید منتقل كرده بود در جوار فرزند رسول خدا زینب (س) اقامت كند بانویى كه مسبب شهرت و ملحق شدنش به رادیو شده بود و به قول میلیونها نفر از مردم او را چون موهبتى به اسلام و مسلمانان هدیه كرده بود، با ملحق شدن او به رادیو اقبال مردم براى خرید گیرنده هاى رادیویى زیاد شد و در اكثر خانه ها گسترش یافت و هر كس در یك روستا یا یك منطقه رادیویى داشت، صداى آن را بلند مى كرد تا همسایگان هم  5487صداى او را بشنوند بالاخص در روزهاى شنبه مضافاً به این كه محافل خارجى او هم مستقیم بر امواج رادیو پخش مى شد.
از سال 1952 در ماه مبارك رمضان و یا غیر رمضان مسافرتهاى او به دورترین نقاط عالم شروع شد، حتى بعضى از دعوتهایى كه از او مى شد به مناسبت برگزارى یك محفل نبود بلكه از او دعوت مى شد تا در آن كشور حضور داشته باشد و هنگامى كه سوال مى شد به چه مناسبتى از استاد دعوت كرده اید؟ مى گفتند: كه محفل به خاطر ایشان برگزار شده است چرا كه هنگامى كه استاد در یك محفلى حضور دارد فضائى از سُرور و شادى در آن مكان حاكم مى گردد … این قضیه از استقبال كشورهاى مختلف جهان از او در چهار چوب استقبالهاى رسمى و دولتى و یا مردمى معلوم مى شود … رئیس جمهور كشور پاكستان در فرودگاه به استقبال او آمد او را ملاقات كرده و با او مصافحه نمود، در جاكارتا  5487در كشور اندونزى در بزرگترین مساجد آنجا به تلاوت قرآن كریم پرداخت در حالى كه هر گوشه مسجد از حاضرین پر شده بود و جمعیت با مسافت یك كیلومترمربع به خارج مسجد كشیده شده بود و در میدانِ مقابل مسجد بیش از250 هزار مسلمان تا صبح در حالى كه سر پا ایستاده بودند به صداى او گوش مى داند… از میان كشورهائى كه عبدالباسط به آنجا سفرنمود هند است.
وی یه کشور‌های عربی زیادی نیز مسافرت کرد.ازمشهورترین مساجدى كه در آن به تلاوت پرداخته است، مسجدالحرام در مكه، مسجد نبوى(ص) در مدینه منوره، مسجد الاقصى در قدس، مسجد ابراهیمى(ع) در فلسطین و مسجد اَموى در دمشق و مساجد مشهورآسیا، آفریقا، ایالات متحده، فرانسه، لندن، هند و اكثر كشورهاى جهان بوده است هیچ روزنامه رسمى و یا غیر رسمى از عكس و نوشته هایى كه بر اسطوره بودن او دلالت دارد و مستحق تقدیر و احترام است، خالى نیست.
 5487سرانجام مرض قند در او شدت گرفت، اما او با تناول غذاها و نوشیدنى هاى مختلف با این بیمارى به مبارزه مىپرداخت، ولى با اضافه شدن التهاب كبدى، دیگر توان مقاومت در برابر این  5487دو مرض را نداشت، او را به بیمارستان دكتر بدران در جیزه بردند، اما اطباء به او توصیه كردند كه براى معالجه به لندن برود، او به آنجا رفت اما پس از اقامت یك هفته اى در آنجا از پسرش ابن طارق كه همراه او بود خواست كه او را به مصر برگرداند و گویى كه احساس كرده بود كه روزگار عمر سپرى شده است و وقت لقاء خداوند نزدیك شده و براستى زندگى جز ساعتى نیست كه به زودى مى گذرد، روز وفات او به مَثابه صاعقه اى بود كه بر قلوب میلیونها مسلمان در هر مكانى از دنیا وارد آمد، هزاران نفر از دوستداران صدا، اداء، و شخصیت او با تمام اختلاف زبان و … جنازه او را تشییع كردند، در این تشییع همه سفراء كشورهاى جهان به نیابت مردمشان حضور داشتند، و چون عبدالباسط سبب پیوند و علاقه در بین بسیارى از مردم در كشورهاى مختلف بود روز30 فوریه در هر سال روز تكریم از این قارى بزرگ اعلام شد تا مسلمین به روز30/11/1988 در یاد داشته باشند؛ روزى كه او از میان ما رفت  5487و از زندگى این دنیا به زندگى  5487جاودانى پیوست.
گوشه های از تلاوت استاد عبدالباسط را اینجا دانلود كنید